تبليغاتX
.•* *•. .•* نازی ناز نازو.•* *•. .•*

سنام بچه ها.همگی خوب هستین؟

تابستون هم دیگه داره تموم میشه

از اول مهر باید برم مهــــــد 

دیگه کمتر میام نتاین بار زیاد حسش نیست

که چرت بگم.چند تا شعر میذارم که

امیدوارم خوشتون بیا

غریبی را نباید در الفبای شهر غربت جستجو

کرد همین که عزیزت نگاهش را به دیگری

 فروخت تو غریبی

 

 

دروغ دروغ بود

عشقت دروغ بود

چشات فریب بود

دلت شلوغ بود

نگات دروغ بود

حرفات دروغ بود

دروغ دروغ بود پاییزنگات

فریب فریب بود همه خنده هات

من توغروب غم صدات

نگات دروغ بود

ظالــــــــــــــم


از پشت شیشه دیدم دستش تو دست تو بود

دیگه بهم دروغ نگو نگو کسی پیشت نبود

نگو که باور ندارم حرفای عاشقونتو

جم کن ببر از دل من او عشق بچه گونتو

برات یه بازیچه بودم تو لحظه های بی کسی

گفتی فقط منو داری دل نمیدی به هیچ کسی

اما فراموشت شده حرفایی که بهم زدی

گفتی به من عشق منی دیدی بهم نارو زدی

برای رفتن از پیشم چقد هراسونه دلت

مگه میخوای کجا بری اینجوری گریونه چشت

اگه نمیدونی بدون دلم شکسته از دلت

نفرین قلب عاشقم همیشه هست پشت سرت

چند تا پیام بازرگانی توپ داشتم ولی این رفعه نمیذارم

 

پ ن 1:بابایی آصف فوتبالیست قهرمان خودم دوست دارم

پ ن2:مینا باهام آشتی کن

پ ن3:محمد بلای کوچولوی کنه نمیشه یه تخفیفی بهم بدی؟یعنی فقط با 100 تا نظر آشتی میکنی؟راهی نداره؟؟

پ ن4:حذف شد

پ ن5:داداش امیر تولدت مبارک باشه هرچی که دوس داری خدا بهت عمر بده

پ ن 6:میثم معذرت میخوام

الان نوبت شماست نظر بدین بای 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 1:49  توسط .•* *•. .•* نازی ناز نازو.•* *•. .•*  | 

سنامممممممممممممممم

خوفین؟  اااا خوفین؟ واقعا خوفین؟ خب به من چه که خوفین

خب خوف باشین مگه من گفتم خوف نباشین هااااآ؟

ولی هر چی خوف باشین من خوف ترم

کچلم کردین....اینم آپ

چیه حالا ما یه مهد کودک گفتیم 1000 تا مهد کودک نوشتین؟

اصلا اصلانش فخط نی نی 18 ماهه ها میاد مهد

نخیرم.............................................

شما نباید بیاین....فخط مینا بیاد اونم 1 ماهشه ولی چون خیلی حلف

میزنه خاله گفت اشکال نداله بیاد....بله

تازشم نمیذارم بابا آصف واسه شما هم سوغاتی بیاره...

ته تقالی هم فخط دوست خودمه

راستی عسلی(حاجیه خانوم) تو که گفتی من تو اون عکس نی نی 18

ماهه نمیبینم راس میگی آخه من تو اون ماشینه بودم برو نگاش کن

تازشم من لوس نیستم...فهمیدین؟

خب حالا که فهمیدین درباره ی چندتا نی نی ها حلف میزنم

ولی دیگه هیچ وقت هیچ وفت درباره مهد کودک حلف نمیزنم

 

راستی یه سوال:

به نظر شما من لوسم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پیام بازرگانی

عبدل جبار.... هی عبدلی با تو ام

آبمیومون چیه؟

آبمیوه تبرک خانوم

پ ن۱:بعد از فوت حمید زن حمید تصمیم گرفت با

مردی ازدواج کنه که هیچ وخت نمیره

پ ن ۲:حاصل ازدواج آنها دختری به نام فرخنده بود

 

مونا منگله:دختلی که همش جیش میکنه توی شلبارش و با اینکه از منو مینا بزلگتره بلد نیشت بگه پیشــــــــــــی…

 

سپهربی ادب:آخا سپهل…یه بار به خاله فاطمه گفت جنازه ی غل غلووووووووووو(البته خاله نشنید) ولــــــــی من رفتم به خاله گفتم تازه سپهل یه حلفای دیگه هم بلده ولی نمیگلم آخه زشته

 

لجباز:دخمل اخمویه همش دوش داله حلص منو در بیاره تازشم واسه لجبازی با من میره با اشکان بازی میکنه ولی اشکان دوشش ندالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

مهمونی و مخ زنون

 

اینجا خونه ماست مامان بزلگ-مامان-عمه 1- عمه 2 و عمه 3 ناز

نازی پیشش نشستن میخوان مخشو بزنن ولی این بدبختا نمیدونن من

ته کل انداختنم

عمه 2:نازی میری اینترنت چی کار میکنی؟(مگه تو فوضولی)

نازی:من؟؟؟؟؟من که فخط فخط وبلاگ دارم(یعنی چت نمیکنم)

عمه 1 به عمه 2:اینترنت یعنی یه من بی سواد میرم یه نی نی 18

ماهه ی ساده دل پیدا میکنم بهش میگم من دکترا دارم(معلوم

نیست

خودش تا حالا چند تارو خر کرده)

نازی:عمــــــــــــــــــه!!!این چه حرفیه اگه من با این چیزا گول

میخوردم جام اینجا نبود

عمه 3:نازی راس میگه(تو دیگه هیچی نگو plz )

نازی:عمه 3 تو که خودت ختم این کارایی

عمه 3:واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(وفتی کم میاره اینو میگه)

مامان بزلگ :حالا تو با کی وبلاگ میکنی!؟؟؟؟؟(اینو داشته باشین)

نازی:وبلاگ که با کسی نیست ننه جون وبلاگ تهناییه(ننه نمیدونی

وبلاگ از چت بدتره)

عمه 3:خب روم که میگن کجاس؟؟(چخده بدم میاد خودته میزنی به

خری)

نازی:عمه من که میگم تو ختمی نگو نه

عمه 2:ببینم مثلا وختی پسره زنگ میزنه به دختره میگه میخوام

عکسمو بفرستم اسمش چیه؟؟(چی بگم والا)

نازی:عمه تو که خیلی پرتی اسم نداره اصلا اصلانش تو از کجا

میدونی پسره به دختره زنگ میزنه؟؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عمه 2:نه من که نمیدونم فخط یه روز که تو تاکسی بودم دیدم یه پسره

زنگ زده به یه دختره اینارو میگه(از اون لحاظ)

نازی:من که گوشام دراز نشد(یعنی خر نشدم)

مامان:اینا مهم نیست مهم اون قبض خوکشلش که سر ماه میاد (خوبه

که تو نمیخوای پولشو بدی)

نازی:شما مشغول باشین من برم آپ کنم الان

میام...

 

خب حالا دیگه برید نظر بدید بای...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 22:12  توسط .•* *•. .•* نازی ناز نازو.•* *•. .•*  |